توی پاگرد ایستاد خوب نگاش کرد .رنگ قشنگی داشت . یعنی اندازمه ؟!
کتاباش رو به بغلش فشرد .چشاشو بست .
- بهترین بابای دنیا مال منه !
خمید ودستی به کفشها کشید .
- ننه تودسات کثیف نشه مال پسر دایته!
حمید رضا اکبری شروه -۱۳۸۷
توی پاگرد ایستاد خوب نگاش کرد .رنگ قشنگی داشت . یعنی اندازمه ؟!
کتاباش رو به بغلش فشرد .چشاشو بست .
- بهترین بابای دنیا مال منه !
خمید ودستی به کفشها کشید .
- ننه تودسات کثیف نشه مال پسر دایته!
حمید رضا اکبری شروه -۱۳۸۷
| |||
|
به اعتقاد سيدعلي صالحي، مكانيزم يا قانون جدي براي دفاع از حقوق معنوي نويسنده وجود ندارد.
اين شاعر دربارهي سرقت ادبي تصريح كرد: حقيقتا مهم نيست! مهم خود شعر است كه رفته و تكثير شده و در بستر جامعه نشسته است. اينكه شعري منتشر شود، حالا چه به اسم من باشد، چه نباشد، ما همه يكي هستيم و اين يكي يعني همه. دوستان اهل اينترنت، حتا از سوي خودشان اعتراض كردهاند كه باباجان، اين شعر صاحب دارد، شاعر دارد، شاعرش هم اسم دارد، اين شعر در فلان كتاب و فلان صفحه آمده؛ چرا؟ بعد به گوش من رسيده است. حتا از يكي از ناشران خود خواستهام كه به اين بازيها جواب ندهد. از شير مادر حلالتر، بگذار خوش باشند؛ حالا كلمه از من، امضا از او.
وي در ادامه افزود: چندينبار ديدهام در رسانهها، شعرم حتا گاهي غلط خوانده ميشود؛ بياسم، بااسم. بارها دوستان گفتهاند نميخواهي حرفي بزني؟ گفتهام بيانصافي است توي ذوق ديگران زدن؛ ثروت من همين شعر است، بايد بخشيده شود، براي مردم آمدهام. زندگي كن، بگذار ديگران هم زندگي كنند.
صالحي با اشاره به اينكه بارها برايش اتفاق افتاده است كه شعرهايش را بياجازهي او استفاده كردهاند، گفت: طي اين سالها، عنوان چندين فيلم درخشان را از عناوين شعرهاي من گرفتهاند، عنوان بعضي كتابهاي شعر را حتا، يا رسانهاي گويا شعري از من ميخواند. چه كسي گوش ميدهد؟ مردم؛ من هم به مردم تعلق دارم، حالا اگر بيرسم و اسم خوانده شده است، قارههاي زمين جابهجا نميشوند.
اين شاعر دربارهي اينكه در مقابل سرقت ادبي چگونه ميتوان از حقوق معنوي نويسنده و شاعر دفاع كرد، افزود: من با زبان و از جانب خودم حرف ميزنم؛ با امور حقوقي آشنا نيستم. حوصلهي شكايت به اين مرجع و آن مرجع را هم ندارم و شرايط را ميدانم. ميگويند در كتاب «هزار و يك شب»، موضوعي بهنام «كپيرايت» آمده است؛ حقوق مؤلف! در برابر كي، در برابر چي؟ چند مؤسسه از من خواسته كه كاست جديد شعر خود را مهيا كنم. معني ندارد؛ همان روز اول، مثل فيلم «سنتوري» يا ديگر آثار سمعي - بصري غارت ميشود.
او در ادامه تأكيد كرد: در سرقتهاي ادبي، هزينهي ناشر و مؤسسه به باد ميرود؛ وگرنه من غم حقالقلم ندارم.
صالحي همچنين دربارهي اين كه پيوستن به كپيرايت چه ميزان از مشكل سرقت ادبي خواهد كاست، گفت: در حوزهي داخلي و بين خودمان - فارسيزبانها - احتمال دارد مفيد باشد، با اين اضافه كه چندينهزار پروندهي قضايي اضافه خواهد شد. مثلا دو مترجم يك اثر را همزمان منتشر ميكنند و كش و قوس شروع ميشود؛ اما دربارهي ترجمهي مثلا آثار اورهان پاموك يا نجيب محفوظ، وقتي اين نوع آثار در دايرهي مميزي دچار كاستي ميشوند، بالأخره مؤلف اصلي زنده است و ميفهمد كه سينهكش كوه در ترجمهي فارسي شده قلهي كوه يا رختخواب شده خيابان آسفالته. طبيعي است كه توبه خواهد كرد و ميتواند به مراجع جهاني شكايت كند.
او ادامه داد: شنيدم يكي از نويسندگان غربي (گويا پائولو كوئليو) كه به ايران آمده و آثار ترجمهشدهي خود را ديده بود، به جد يا به طنز گفته بود، اين كتاب به اسم من درآمده؛ ولي من چنين كتابي را ننوشتهام هنوز.
به اعتقاد اين شاعر، كپيرايت و قبول آن در جامعهي فرهنگي ما فوايد و نتايج مدني بسياري دارد؛ عضو خانوادهي جهاني قلم ميشويم؛ اما چه كنيم كه قبول آن مثل پيادهروي صبحگاهي در ميدان مين است.
او با بيان اينكه مؤلفان و ناشران هنوز يك قرارداد عمومي و حقوقي روشن ندارند، يادآور شد: هر ناشري با رضايت مؤلف، قراردادي را فيمابين ميگذارد. اول بايد از اينجا شروع كرد. ضمنا صريح ميگويم، من بهدليل اعتماد، با بسياري از ناشران خود قرارداد كتبي هم نميبندم. به رسم سههزار سال پيش ميگويم: «قبول!» و خلاص! اعتماد يك اصل است؛ بقيهي دنيا «ورقپاره»اي بيش نيست.
http://www.hojum.com/index.php?option=com_content&task=blogcategory&id=25&Itemid=50
لطفا روی آدرس بالا کلیک کنید :
-----------------------------------------------------------------------------
خم شد گلی را که کنار پایش افتاده بود برداشت .نفس عمیقی کشید .
دیشب خواب دیده بود .عرق پیشانی اش را گرفت .نگاهش به چهره
سربازی که کنار آنها ایستاده بود گره خورد .چقدر شبیه او بود .پیر مرد
دستش را بالا آورد .به فکر دست دیگری بود .عطر پرچم تا دورها می رفت .
| |||
|