تبليغاتX
می چرخم دور خودم تا چیزی بگویم
 

 

توی پاگرد ایستاد خوب نگاش کرد .رنگ قشنگی داشت . یعنی  اندازمه  ؟!

کتاباش رو به بغلش فشرد .چشاشو بست .

- بهترین بابای دنیا مال منه !

خمید ودستی به کفشها کشید .

- ننه تودسات کثیف نشه مال پسر دایته!

 

                                       حمید رضا اکبری شروه -۱۳۸۷

+ نوشته شده توسط حمید رضا اکبری شروه در 87/08/28 و ساعت 10:58 |
حميدرضا اكبري:
مردم با ميني‌ماليسم ارتباط بهتري برقرار مي‌كنند

سرويس: فرهنگ و ادب
1387/08/18
11-08-2008
13:32:30
8708-00580: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

« ميني‌ماليسم هنوز در ادبيات ما جا نيفتاده است و جاي كار دارد. »

حميدرضا اكبري ـ شاعر ـ در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان گفت:« ميني‌ماليسم كه در لغت به معناي به كاربردن ساده‌ترين شكل است در دهه‌ 50 ميلادي به وجود آمد. ميني‌ماليسم از كلمات ساده و جملات كوتاه بهره مي‌برد اما در عين سادگي پيچيده و تاويل‌پذيرند. »

او ادامه داد:« ميني‌ماليسم وقايع اجتماعي را شرح داده و مي‌تواند بازگوكننده‌ خاطرات تاثيرگذار باشد. كسي كه ميني‌مال مي‌نويسد با جملات كوتاه در ارتباط تنگاتنگ است و از آن جايي كه داستان‌ها فشرده هستند مردم و گاهي هنرمندان كه وقت كمتري براي مطالعه دارند بهتر با ميني‌مال ارتباط برقرار مي‌كنند. »

ميني‌مال يادآوري كرد:« ميني‌مال جنبشي بود كه در چند سال اخير ادبيات ما با آن آشنا شد. به نوعي مي‌توان گفت ميني‌مال سبك است اما در ادبيات ما هنوز جاي كار دارد و برخي از هنرمندان اين سبك را نمي‌پذيرند در حالي كه در اين سبك نويسنده حسش را به جامعه بهتر انتقال مي‌دهد و مي‌تواند تاثيرگذارتر باشد. »

اكبري خاطرنشان كرد:« ما هنوز آشنايي چنداني با ميني‌مال نداريم و براي بهتر شناختن ساختار آن نيازمند برگزاري همايش و سمينار هستيم. »

+ نوشته شده توسط حمید رضا اکبری شروه در 87/08/19 و ساعت 7:51 |

سرويس: فرهنگ و ادب

به اعتقاد سيدعلي صالحي، مكانيزم يا قانون جدي براي دفاع از حقوق معنوي نويسنده وجود ندارد.

اين شاعر  درباره‌ي سرقت ادبي تصريح كرد: حقيقتا مهم نيست! مهم خود شعر است كه رفته و تكثير شده و در بستر جامعه نشسته است. اين‌كه شعري منتشر شود، حالا چه به اسم من باشد، چه نباشد، ما همه يكي هستيم و اين يكي يعني همه. دوستان اهل اينترنت، حتا از سوي خودشان اعتراض كرده‌اند كه بابا‌جان، اين شعر صاحب دارد، شاعر دارد، شاعرش هم اسم دارد، اين شعر در فلان كتاب و فلان صفحه آمده؛ چرا؟ بعد به گوش من رسيده است. حتا از يكي از ناشران خود خواسته‌ام كه به اين بازي‌ها جواب ندهد. از شير مادر حلال‌تر، بگذار خوش باشند؛ حالا كلمه از من، امضا از او.

وي در ادامه افزود: چندين‌بار ديده‌ام در رسانه‌ها، شعرم حتا گاهي غلط خوانده مي‌شود؛ بي‌اسم، بااسم. بارها دوستان گفته‌اند نمي‌خواهي حرفي بزني؟ گفته‌ام بي‌انصافي است توي ذوق ديگران زدن؛ ثروت من همين شعر است، بايد بخشيده شود، براي مردم آمده‌ام. زندگي كن، بگذار ديگران هم زندگي كنند.

صالحي با اشاره به اين‌كه بارها برايش اتفاق افتاده است كه شعرهايش را بي‌اجازه‌ي او استفاده كرده‌اند، گفت: طي اين سال‌ها، عنوان چندين فيلم درخشان را از عناوين شعرهاي من گرفته‌اند، عنوان بعضي كتاب‌هاي شعر را حتا، يا رسانه‌اي گويا شعري از من مي‌خواند. چه كسي گوش مي‌دهد؟ مردم؛ من هم به مردم تعلق دارم، حالا اگر بي‌رسم و اسم خوانده شده است، قاره‌هاي زمين جابه‌جا نمي‌شوند.

اين شاعر درباره‌ي اين‌كه در مقابل سرقت ادبي چگونه مي‌توان از حقوق معنوي نويسنده و شاعر دفاع كرد، افزود: من با زبان و از جانب خودم حرف مي‌زنم؛ با امور حقوقي آشنا نيستم. حوصله‌ي شكايت به اين مرجع و آن مرجع را هم ندارم و شرايط را مي‌دانم. مي‌گويند در كتاب «هزار و يك ‌شب»، موضوعي به‌نام «كپي‌رايت» آمده است؛ حقوق مؤلف! در برابر كي، در برابر چي؟ چند مؤسسه از من خواسته كه كاست جديد شعر خود را مهيا كنم. معني ندارد؛ همان روز اول، مثل فيلم «سنتوري» يا ديگر آثار سمعي - بصري غارت مي‌شود.

او در ادامه تأكيد كرد: در سرقت‌هاي ادبي، هزينه‌ي ناشر و مؤسسه به باد مي‌رود؛ وگرنه من غم حق‌القلم ندارم.

صالحي همچنين درباره‌ي اين كه پيوستن به كپي‌رايت چه ميزان از مشكل سرقت ادبي خواهد كاست، گفت: در حوزه‌ي داخلي و بين خودمان - فارسي‌زبان‌ها - احتمال دارد مفيد باشد، با اين اضافه كه چندين‌هزار پرونده‌ي قضايي اضافه خواهد شد. مثلا دو مترجم يك اثر را هم‌زمان منتشر مي‌كنند و كش و قوس شروع مي‌شود؛ اما درباره‌ي ترجمه‌ي مثلا آثار اورهان پاموك يا نجيب محفوظ، وقتي اين نوع آثار در دايره‌ي مميزي دچار كاستي مي‌شوند، بالأخره مؤلف اصلي زنده است و مي‌فهمد كه سينه‌كش كوه در ترجمه‌ي فارسي‌ شده قله‌ي كوه يا رختخواب شده خيابان آسفالته. طبيعي است كه توبه خواهد كرد و مي‌تواند به مراجع جهاني شكايت كند.

او ادامه داد: شنيدم يكي از نويسندگان غربي (گويا پائولو كوئليو) كه به ايران آمده و آثار ترجمه‌شده‌ي خود را ديده بود، به جد يا به طنز گفته بود، اين كتاب به اسم من درآمده؛ ولي من چنين كتابي را ننوشته‌ام هنوز.

به اعتقاد اين شاعر، كپي‌رايت و قبول آن در جامعه‌ي فرهنگي ما فوايد و نتايج مدني بسياري دارد؛ عضو خانواده‌ي جهاني قلم مي‌شويم؛ اما چه كنيم كه قبول آن مثل پياده‌روي صبحگاهي در ميدان مين است.

او با بيان اين‌كه مؤلفان و ناشران هنوز يك قرارداد عمومي و حقوقي روشن ندارند، يادآور شد: هر ناشري با رضايت مؤلف، قراردادي را في‌مابين مي‌گذارد. اول بايد از اين‌جا شروع كرد. ضمنا صريح مي‌گويم، من به‌دليل اعتماد، با بسياري از ناشران خود قرارداد كتبي هم نمي‌بندم. به رسم سه‌هزار سال پيش مي‌گويم: «قبول!» و خلاص! اعتماد يك اصل است؛ بقيه‌ي دنيا «ورق‌پاره»‌اي بيش نيست.

+ نوشته شده توسط حمید رضا اکبری شروه در 87/08/13 و ساعت 6:52 |
 

http://www.hojum.com/index.php?option=com_content&task=blogcategory&id=25&Itemid=50

لطفا روی آدرس بالا کلیک کنید :

-----------------------------------------------------------------------------

خم شد گلی را که کنار پایش افتاده بود برداشت .نفس عمیقی کشید .

دیشب خواب دیده بود .عرق پیشانی اش را گرفت .نگاهش به چهره

سربازی که کنار آنها ایستاده بود گره خورد .چقدر شبیه او بود .پیر مرد

دستش را بالا آورد .به فکر دست دیگری بود .عطر پرچم تا دورها می رفت .

 

+ نوشته شده توسط حمید رضا اکبری شروه در 87/08/06 و ساعت 11:36 |
حميدرضا اكبري:
ادبيات ما ادبيات سرگرمي نيست

سرويس: فرهنگ و ادب
1387/07/30
10-21-2008
11:52:38
8707-01034: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

يك شاعر گفت: نويسنده در قالب ادبيات خيلي از دردهاي جامعه را به مردم مي‌شناساند و مخاطب با مراجعه به آثار مطالب زيادي مي‌آموزد.

حميدرضا اكبري در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)‌ در خوزستان بيان كرد: نقش هنرمند در جامعه نقش روشنگري است و او در جامعه حكم پيامبر را دارد.

او خاطرنشان كرد: در حوزه ادبيات خصوصا در حوزه‌ جنگ خيلي از وقايع براي نسل بعد بازگو شده است و آنان با مراجعه به متون جنگ به خيلي از وقايع دست‌رسي مي‌يابند و به نوعي ادبيات در اين مورد اطلاع‌رساني مي‌كند.

اكبري ادامه داد: پل ميان مردم و ادبيات هنرمند است. او با مشاهداتش واقعيات جامعه را بيان مي‌كند. براي مثال ژول ورن در مورد سفر به ماه صحت كرده بود و مردم در آن زمان آن را باور نمي‌كردند اما امروز اين اتفاق افتاده است.

وي در مورد رابطه‌ مخاطب با ادبيات اظهار كرد: ارتباط مردم و ادبيات روزبه‌روز بيشتر مي‌شود. علت مطالعه‌ كم مردم غم نان است و گرنه مردم ما مردمي باسواد هستند.

اين شاعر تاكيد كرد: ادبيات ما ادبيات سرگرمي نيست؛ واقع‌گرا است و به مردم درس مي‌دهد.

اكبري معتقد است: مردم با مطالعه‌ كتب ادبي دردهاي‌شان را مي‌فهمند. در واقع ادبيات بعد از انقلاب ادبيات روشنگري است و‌ آثار هنرمندان نيز بر اساس مهندسي فرهنگي نوشته مي‌شود.

+ نوشته شده توسط حمید رضا اکبری شروه در 87/08/01 و ساعت 8:19 |