تبليغاتX
می چرخم دور خودم تا چیزی بگویم -

شروه ؛ خالق غافلگيري هاي شاعرانه

ليلا كردبچه

شوشان: حميدرضا اكبري ( شروه ) شاعري است با ويژگيهاي خاص كه مي تواند شعرش را به راحتي متمايز از شعر ديگران كند .

تسلطي كه شروه بر نحو و زبان ، مضمون و ساختار شعرش دارد به گونه اي مؤيد اين معناست كه « عصر هنرمندان بي سواد به پايان رسيده است » . به واقع نمي توان براي مردم شعر گفت و نسبت به فرهنگ آنان بي توجه بود ، نمي توان به زبان مادري مردم شعر گفت و قواعد زبان آنان را زير پا گذاشت و به ظرافت هاي زبان توجه نداشت .

توجه شروه به فرهنگ و تاريخ و زبان در شعر نيز ستودني است و به راستي يكي از لوازم ماندگاري شعر اين است كه بتواند گوشه اي از فرهنگ و تاريخ سرزميني را حفظ كند ، همانطور كه از خلال غزليات حافظ مي توان به نظام اجتماعي و سياسي شيراز قرن هشت پي برد .

شروه خالق غافلگيري هاي شاعرانه است . او با تبحر و قدرتي مثال زدني شعر را به گونه اي آغاز مي كند كه كنجكاوي ذهن مخاطب را بر مي انگيزد و در سطرهاي بعدي به راحتي مي تواند ذهن مخاطب را براي مواجهه با خبري مهم و اتفاقي شاعرانه كه معمولا در سطرهاي پاياني شعر اتفاق مي افتد آماده كند .

همين امر ؛ يعني غافلگيري ذهنِ مخاطب در پايان شعر – كه ويژگي اغلب شعرهاي شروه است – دليلي محكم براي ساختمند بودن اشعار او ايجاد مي كند . شعرهاي او عموما داراي ساختاري منسجم و فرمي يكدست و هموارند و مخاطب را آهسته آهسته به سطر پاياني شعر مي برند ؛ جايي كه مخاطب انتظار دارد در آن با اتفاقي شاعرانه روبرو شود.

 

در زندگي خياباني ام مي چرخم

نزديكم مي شوي

خاطره مي شوم

از ياد نبرده اي !

جاده كوتاه نمي آيد

كنار خودم مي ايستم

هنوز از من نگذ شته اي

نزديكتر دور مي روم

خيابان از شمارش افتاده است

مي چرخم در زندگي خياباني ام

كنار درختان برهنه

كه قبري ندارم

تا وصيت مي كنم

منتظرم !

با دو قاب خالي چشمانم حتي !

حميد رضا اكبري شروه –اهواز -1387

 

+ نوشته شده توسط حمید رضا اکبری شروه در 87/04/24 و ساعت 11:11 |